انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و جنبش وال استریت
مهدی فضلی
وال استریت را تخسیر کن (Occupy Wall street Movement) یک جنبش اجتماعی در آمریکا است که در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۱ با دعوت رسانههای اجتماعی ضد سرمایه داری در نیویورک با تظاهرات هزاران نفر شروع شد.
این جنبش که متاثر از اوضاع نامساعد کنونی آمریکا است و به سرعت در میان برخی گروه های سیاسی و اجتماعی جا باز کرده است . در 17 سپتامبر (26 شهریور) تعدادی از فعالان این جنبش در برابر ساختمان بورس اوراق بهادار نیویورک در خیابان وال استریت تجمع کردند و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته هایشان رسیدگی نشود ، به تجمع خود پایان نخواهند داد . خواستههایی که گستردگی آنها از بیمه تامین اجتماعی بود تا پایان بخشیدن به جنگهای آمریکا در جهان و ایجاد شغل برای جوانان. آنچه که این خواستههای گوناگون را به هم وصل می کند، این است که این گروهها اعتقاد دارند مدیران مالی در وال استریت هستند که مسبب همه این مشکلات هستند.
هدف این جنبش، اعتراض به اوضاع وخیم اقتصادی آمریکا و سیاست کنونی، نفوذ نظام سرمایه داری در سیاست آمریکا، وضع نامطلوب اقتصاد و بیکاری حاصل از سیاستهای غلط دولت و اعمال نفوذ لابیهای سرمایهداری است. خواسته اشغالکنندگان وال استریت عمدتاً رفع نابرابریهای اقتصادی، مبارزه با فرهنگ اقتصادی سرمایهداری و از بین بردن دسترسی و نفوذ دلالان شرکتی و غولهای پولی در دولت آمریکا می باشد.
ريشه هاي قيام مردمي وال استریت:
در باب دلايل و رويكرد مردمي به انجام اعتراض هاي سراسري عليه نظام سرمايه داري در آمريكا كه در قالب جنبش تسخير وال استريت آغاز و با عناوين ديگر در ساير شهرها گسترش يافته، ديدگاه هاي مختلفي مطرح شده است. برخي، تغييرات در ساختار فرهنگي و دروني جامعه آمريكا و برخي فوران ناهمگوني اجتماعي را مطرح ، برخي بر شرايط اقتصادي حاكم بر كشور و افزايش روز افزون فقر و گرسنگي و نياز 46 میلیون آمريكايي به كمك هاي دولتي را اولويت دانسته اند، برخي گسست ميان مردم و دولتمردان آمريكا را دليل اعتراض ها دانسته و برخي نيز سياست خارجي و نارضايتي مردم از جنگ طلبي هاي دولتمردان و تزلزل موقعيت جهاني آمريكا را دليل اين اعتراض ها عنوان كرده اند. برخي نيز اين اعتراض ها را ادامه سياست هاي جدايي طلبانه برخي ايالت ها مانند تگزاس و ويسكانسين مي دانند كه در ماه هاي اخير، مطالبات جدايي طلبانه خود را تشديد كرده اند و اكنون در قالب اعتراض هاي سراسري ادامه مي دهند. برخي نيز بر افزايش فقر در جامعه و فاصله شديد طبقاتي تأكيد دارند، چنانكه مردم در شعار خود تأكيد دارند كه ما،99 درصد فقير در برابر يك درصد ثروتمند مي باشيم.
به نظر بسیاری از متفکران و اندیشمندان غربی نکته قابل تامل در این جنبش، فاصله گرفتن مردم آمریکا از دولتمردان و عدم اعتماد به ساختارهای حکومت سرمایه داری است. در حقیقت شروع این جنبش نقطه آغازی است بر زمین زدن نظام سرمایه داری آمریکا و غرب .
گسترش نهضت بيداري اسلامي در سراسر جهان:
بيداري اسلامي در كشورهاي عربي خاورميانه و شمال آفريقا، تحولات اروپا و اكنون آمريكا نشان داد كه فرهنگي جديد در ساختار نظام بين الملل در حال شكل گيري است و آن رويكرد ملت ها به مقابله با ساختارهاي غير مردمي و وابسته به نظام سرمايه داري است. در دو دهه گذشته، نظام سرمايه داري با عناوين مختلف اقتصادي، سياسي، نظامي و حتي ايجاد و حفظ حاكمان دست نشانده نظير آنچه در كشورهاي عربي حامي غرب وجود دارد يا ساختارهاي دو حزبي و تك محوري نظير دو حزبي آمريكا و بسياري از كشورهاي اروپايي به دنبال حاكميت بر جهان بوده است. روند تحولات، نشانگر رويكرد مردمي در اكثر نقاط جهان به مقابله با اين ساختار است. نكته مهم در اين عرصه آنكه، بر اساس پيشينه هاي تاريخي، تمدن همواره از شرق به غرب گسترش يافته است و اين حقيقتي است كه جهانيان به آن اذعان دارند. در مقطع كنوني نيز مي توان گفت كه بيداري اسلامي در خاورميانه و شمال آفريقا به الگويي براي مردم اروپا و آمريكا مبدل شده و به نوعي به آنها نشان داده كه مي توان با وحدت و يكپارچگي به مقابله با حاكمان و نظام ديكتاتوري برگرفته از منافع سرمايه داري پرداخت. در اين بيداري سراسري نيز نكته مهمي نهفته است و آن تأثيرگذاري و تأثيرپذيري ملت ها از يكديگر بدون نقش دولت ها است؛ فرايندي كه دولت ها در آن نقشي نداشته و حتي خود به دنبال ممانعت از تحقق آن مي باشند. به عبارتي ديگر، مي توان گفت كه صحنه بين الملل از ديپلماسي دولت ها به سمت ديپلماسي ملت ها در حال گسترش است و اكنون اين ملت ها هستند كه براي جهان تصميم مي گيرند و نه دولت ها.
بنا بر عقیده بسیاری از متفکران و تحلیل گران، وقوع انقلاب اسلامی در ایران سبب بیداری ملت های اسلامی و زمینه ساز ظهور بسیاری از انقلاب ها و جنبش های اجتماعی به شمار می رود.
بی تردید انقلاب اسلامی نقطه آغاز بیداری ملل جهان بر علیه نظام سلطه است. نظام جمهوری اسلامی با پایداری۳۰ ساله خود امواج بیداری را در ذهن انسانهای بهت زده معاصر پمپاژ، که امواج این بیداری باعث فروریختن غرب زدگی و پایههای افکار مسلطی میشود که سالهاست در درون انسانها ریشه دوانده است.