هر جا مظلومی باشد قلب ما نگران آنجاست




پیاده روی میلیونی و با شکوه اربعین شهادت امام حسین(ع)، رویداد مهمی است که همگان را به شگفتی وا داشته است. در روزهای منتهی به اربعین سالار شهیدان میلیون ها انسان، عاشقانه، مخلصانه و بی پروا از تهدیدات تروریستی موجود و با پای پیاده، ده ها و برخی صدها کیلومتر را طی مسیر می کنند تا به سرزمین کربلا برسند. ابعاد کمی و کیفی این رویداد به قدری گسترده است که آن را تبدیل به یک رویداد منحصر به فرد بین المللی کرده است که البته توسط رسانه های اسلام ستیز غربی تلاشی معنی دار برای نادیده گرفتن و سانسور آن می شود. حرکت میلیون ها نفر از نقاط مختلف جهان برای زیارت امام حسین(ع) چنان عظمتی دارد که هیچ کدام از نظریات جامعه شناسی و انسان شناسی غربی عمق نظری و معرفتی برای تحلیل و تبیین آن ندارد.
مهدی فضلی
نظر به اینکه حیات بشری بر عرصه گیتی، وابسته به منابع موجود کره زمین بوده و با توجه به محدودیت دسترسی به این منابع، بحث مصرف و اصلاح الگوی آن از اهمیت ویژه ای بر خور دار است. به ویژه آنکه با گسترش زندگی شهرنشینی و افزایش دامنه فعالیت های تبلیغاتی رسانه های مختلف و تشویق به مصرف بیشتر کالاهای مصرفی ، شاهد روند لجام گسیخته ای در مصرف انسانهای معاصر هستیم. نوشتار حاضر می کوشد ضمن بررسی اجمالی در معنا و مفهوم مصرف ، مصرف گرایی و اصلاح الگوی مصرف به تبیین برخی عوامل مصرف زدگی جوامع و آفات اسراف و تبذیر منابع خدا دادی پرداخته و اشاره به پاره ای از توصیه های مرتبط اصلاح الگوی مصرف داشته باشد.
مقدمه
صرفه جویی و به عبارت دیگر مدیریت مصرف منابع مبتنی بر آینده نگری، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است ؛ چرا که امروزه حجم جمعیت در سطح جهان گسترش پیدا کرده است. محدودیت منابع در دسترس بشر از یک سو و عدم توزیع متوازن منابع محدود موجود از سوی دیگر ( که بخشی از آن، بنابر عوامل طبیعی و جغرافیایی و تقسیمات کشورها در سطوح مختلف زمین بوده و بخشی دیگر منبعث از عدم توازن قدرت کشورها در تسلط و بهره برداری از این منابع است ) ؛ بر مشکل فوق افزوده است البته باید در نظر داشت که این امر به هیچ وجه به معنای ناکافی بودن منابع موجود در کره زمین برای ساکنان آن نبوده و نیست. آنچه بشر را از نظر تامین منابع ، با چالش روبرو کرده ، اسراف کاری و هدر رفتن بسیاری از منابع جهان توسط برخی از ساکنان زمین است . " ژزوئه دو کاسترو" در این باره می نویسد : « نیک می دانیم که نعمت های موجود در کره زمین ، برای ساکنان آن کافی است . با این حال می بینیم ، گرسنگی پدیده ای جهانی به شمار می رود و بیشتر ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج می کشند. گرسنگی را طبیعت به ما تحمیل نکرده است؛ بلکه خاستگاه این فاجعه، شرایط فرهنگی جامعه های انسانی است.
امروزه مصرفگرايي از موضوعات مهم پژوهش در جامعهشناسي و مطالعات فرهنگي است و بررسي آن به عنوان يک مسئله علمي و در حال گسترش در ايران حائز اهميت است. بر اين اساس اين مطالعه به بررسي رابطهي مصرفگرايي با رسانههاي ارتباط جمعي پرداخته و با استفاده از نظريه و مدل ارتباطي اقناع به مطالعهي نقش کانالهاي ارتباطي و جنسيت مخاطبين پيام در مصرفگرايي پرداخته است. روش استفاده شده به صورت پيمايشي و جمعآوري اطلاعات با ابزار پرسشنامه و نمونهي مورد مطالعه 400 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور اراک بوده كه با نمونهگيري خوشهاي چند مرحلهاي انجام شده است. نتايج پژوهش نشان ميدهد بين ميزان استفاده از رسانههاي جمعي و مصرفگرايي بر حسب جنسيت رابطه وجود دارد و در اين مـيان دانشجویان پسر به دليل آنکه بيـشتر از رسانههاي ارتباط جمعي استفاده ميکنند مصرفگراتر ازدانشجویان دختر ميباشند.
یك كتاب خوب فراموششده؛ تا جایی كه ناشر هم انگیزهای برای توزیع و تجدید چاپش ندارد. سهگانهی «پیامبری» نوشتهی آقای جلالالدین فارسی. با خواندن مجموعهی سهجلدی «پیامبری» با یك تیر، سه هدف مهم زدهاید؛ هم یك دوره تاریخ صدر اسلام را مرور كردهاید، هم با ترجمه و مفاهیم آیات قرآن كریم و شأن نزول آیات آشنا شدهاید و هم مروری بر زندگی و سیرهی پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم از تولد تا رحلت ایشان داشتهاید. «پیامبری و انقلاب»، «پیامبری و جهاد» و «پیامبری و حكومت» عناوین این مجموعه سهجلدی است؛ كتابهایی از جلالالدین فارسی كه در دههی شصت منتشر شد، اما آنچنان كه شایستهی آن بود در مجامع علمی و گفتوگوهای اهالی فرهنگ به آن پرداخته نشد. اثری كه نویسنده در مقدمهی چاپ نخست آن در اردیهشت سال ۱۳۶۱ میگوید ثمره ده سال تحقیق او بودهاست. امری كه با دیدن پانویسهای كتاب و ارجاعات مكرر به آثاری همچون سیرهی ابناسحاق، سیرهی ابنهشام، مغازی واقدی، طبقات ابنسعد، اسبابالنزول واحدی و منابع متعدد دیگر میتوان آن را تصدیق كرد.
روز نهم دی در
تاریخ ماند. این جمله رهبر انقلاب اسلامی است. ایشان فتنه ۸۸ را حاصل برنامهریزی
چندین سالهی دشمنان و در ادامهی قضایایی چون فتنهی سال ۷۸ تحلیل میكنند و راهحل
علاج آن را حركت عظیم مردمی همانند آنچه در ۹ دی سال ۸۸ اتفاق افتاد میدانند. از
نگاه رهبر انقلاب روح دیانت حاكم بر دلهای مردم و توجه به فرهنگ عاشورا از خصوصیات
مشترك حماسهی ۹ دی و حوادث دوران پیروزی انقلاب اسلامی است.
آیت الله خامنه ای حركت ۹ دی را عامل در هم پیچیدهشدن بساط فتنه و فتنهگران و
حادثه ای ماندنی در تاریخ معرفی میكنند.
مهدی فضلی
بشار آسیاب یا به اصطلاح عام آسیاب خرابه و در زبان ترکی آذری خرابه دگیرمان در 27 کیلومتری هادی شهر و در نوار مرزی ایران و جمهوری آذربایجان در 5 کیلومتری روستای منجن آباد در حاشیه رود ارس واقع شده است.
آبشار آسیاب خرابه یکی از زیباترین مناطق دیدنی آذربایجان شرقی است که حاصل جدال آب و طبیعت بوده و با چشم اندازی دل انگیز از ارتفاع بیش از 15متری به دره ای سرازیر می شود.
برای رسیدن به این مکان بسیار مفرح باید از جاده مرند - جلفا در سه راهی هادیشهر به سمت راست پیچید و یا در امتداد رودخانه مرزی ارس عبور کرده و به دره ای باصفا رسید که محل آسیاب خرابه است.
فاصله این مکان که در سمت شرق جلفا قرار گرفته در حدود 30 کیلومتر با مرکز این شهرستان است.
بعد از ورود به محوطه پارکینگ خودروهای گردشگران و پیاده روی حدود 90 متر مسیر خاکی به دره زیبا و سرسبز آبشار آسیاب می رسیم.
در سمت راست دره آبشارهای فراوانی به وجود آمده و تمام سطح دیواره ها پوشیده از خزه و گیاهان آبزی است.
در آسیاب خرابه آبشارهای کوچک و بزرگ بسیاری پدید آمده است که از بالای آسیاب به سمت پایین سرازیر می شوند.
صدها آبشار کوچک و بزرگ و صدای یکنواخت ریزش آب، چشم انداز بدیع و هوای خنک، از جاذبه های دلپذیر آن است.
آب این چشمه زیبا و زلال از کوه کیامکی، یکی از کوه های بلند منطقه سرچشمه می گیرد.
در مظهر چشمه درختان انجیر بسیار روییده و آب پس از ریزش به صورت یک رشته جویبار به هم پیوسته به سمت درّه و در نهایت رودخانه ارس جریان می یابد.
تمام سطوح دیواره آبشار پوشیده از خزه و گیاهان آبزی است و مناظر دلنواز را پدید آورده که دل هر دوستدار طبیعت را معطوف قدرت لایزال الهی می کند.
چهار فصل این آبشار زیبا دیدنی و چشم نواز است و این زیبایی در فصل بهار به اوج رسیده و با استقبال بی حد و اندازه گردشگران از سراسر ایران و کشورهای دیگر روبرو می شود.
در فصل تابستان که گرمی هوا طاقت همگان را می گیرد این جاذبه زیبا با آب و هوایی خنک روزانه مورد استقبال هزاران گردشگر است.
آبشار آسیاب در فصل پاییز نیز زیبایی خاص خود را به رخ کشیده و هر گردشگری را حتی در این فصل به سوی خود می کشاند.
و اما آبشار در زمستان، لنز دوربین های گردشگران نه تنها در فصل های بهار، تابستان و پاییز زیبایی های آسیاب را ثبت می کند حتی در زمستان هم علاقمندان به طبیعت این زیبایی ها را از یاد نبرده و چهره یخ زده آبشار را به نظاره می نشینند.
انسان طالب زیبایی است و چهره یخ زده آبشار گرمی دیگری را به طبیعت گردان عرضه می کند.
این مکان مفرح و آرام بخش همچون سایر اماکن دیدنی و گردشگری شهرستان جلفا این روزها پذیرای خیل عظیم گردشگران از اقصی نقاط کشور است.
در کنار این جاذبه طبیعی نباید کلیسای تاریخی سنت استپانوس، روستای تاریخی اشتبین (ماسوله آذربایجان)، سواحل زیبای ارس و خیلی جاذبه های دیگر را از یاد برد.
شهرستان جلفا با 56 هزار نفر جمعیت در 146 کیلومتری تبریز مرکز آذربایجان شرقی واقع شده و از طریق رودخانه مرزی ارس با جمهوری خودمختار نخجوان و جمهوری ارمنستان مرز آبی مشترک دارد.


مهدی فضلی
براي انسانشناسي شهري در ايران هيچ پيشينهاي نميتوان رديابي كرد. در مقايسه با دامنه گستردة ادبيات اين رشته در آمريكا و اروپا، هنوز بهرغم اهميت مطالعات شهري در ايران به دليل دگرگونيهاي به وجود آمدة شهري در سالهاي اخير و وجود خصوصيات فرهنگي و اشكال گوناگون آن، بررسي و شناخت آن از اين منظر مورد توجه قرار نگرفته است و زمينة وسيعي را جهت كار براي انسانشناسان و محققان نسلهاي كنوني و آتي عرضه ميكند. براي روشن كردن اهميت انسانشناسي شهري در مطالعات شهرهاي ايران، لازم است نگاهي اجمالي به دلايل مطالعه از چند زاويه داشته و از اين چند منظر اهميت مطالعة اين رشته در شهرهاي ايران را اجمالاً روشن كرد.
مهدی فضلی
تحلیل محتوا، روش تحقیقی مفیدی است، كه در آن، اقلام یا موارد مهم محتوای پیام همه رسانههای همگانی، شناسایی و شمارش و با اقلام و موارد دیگر مقایسه میشوند؛ سرانجام با سایر آمار و ارقام مشابه گردآوری شده و از كل جامعه مقایسه میگردند.[1]
از تحلیل محتوا، چندین تعریف ارائه شده که به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
ولیزر و وینر Walizer & Winer: 1978)) آن را هر رویه نظاممندی كه بهمنظور بررسی محتوای اطلاعات ضبط شده طراحی شده باشد تعریف میكنند. كریپندورف (Krippendorf: 1980) آنرا بهعنوان یك فنّ پژوهشی برای ربط دادن دادهها به مضمون آن، بهگونهای معتبر و تكرارپذیر تعریف میكند. تعریف كرلینگر بسیار متعارف است: تحلیل محتوا، روشی برای مطالعه و تحلیل ارتباطات بهشیوهای نظاممند، عینی و كمّی با هدف اندازهگیری متغیّرهاست.[2] باردن میگوید: تحلیل محتوا عبارت است از مجموعه فنون تحلیل ارتباط، كه برای توصیف محتوای پیام و روشهای منظم عینی بهكار میبرد.[3] برلسون (Berelson: 1952) تحلیل محتوا را بهعنوان روش تحقیقی برای توصیف عینی، سیستماتیك و كمّی محتوای آشكار ارتباطات تعریف كرده است.[4] آسابرگر تحلیل محتوا را یك روش پژوهشی معرفی میكند؛ كه براساس اندازهگیری مقدار چیزی در یك نمونه تصادفی از یكی از اشكال ارتباطی طراحی شده است.[5]
تاریخچه تحلیل محتوا به جنگ جهانی دوم برمیگردد. در آن زمان، واحدهای اطلاعاتی متّفقین، تعداد و انواع آهنگهای پاپ را كه از ایستگاههای رادیویی اروپا پخش میشد، كنترل میكردند. بهجز این كاربردهای خاص نظامی، شیوههای مشابهی از تحلیل محتوا را در نیمه اول قرن بیستم میتوان یافت؛ كه برای كنترل روندهای اجتماعی و اقتصادی بهكار گرفته میشدند. پس از دهه 1940، تحلیل محتوا از نظر روششناختی، تكامل یافت. محقّقان آكادمیك برای بررسی طیف وسیعی از مسایل مربوط به رسانهها، از آن استفاده كردند.[6]
احتمالا اولین مورد مستند تحلیل كمّی مطالب مكتوب، تحلیل محتوایی است كه در قرن هیجدهم در سوئد صورت گرفته است. در آلمان، لوبل (Loble: 1903) طرحی برای تحلیل "ساختار درونی محتوا" برحسب كاركردهای اجتماعی عملكرد روزنامهها منتشر میكند. در آلمان در سال 1910 ماكس وبر طرحی برای تحلیل محتوای گسترده مطبوعات پیشنهاد میكند. در آستانه قرن بیستم، مكتبهای روزنامهنگاری نوپا بهلزوم معیارهای اخلاقی و لزوم مطالعه تجربی روزنامهها كشیده شدند؛ كه بعدا تحلیل كمّی روزنامه نام گرفت. پس از آن، دوّمین مرحله رشد فكری تحلیل محتوا، با كارهای پژوهشی برلسون و لازارسفلد(1948) و سپس توسط برلسون در كتاب تحلیل محتوا در مطالعه ارتباطات صورت گرفت.[7]
مفهوم تحلیل محتوا
تحلیل محتوا را میتوان بهطور شهودی روشی در كندوكاو معنای نمادین پیامها توصیف كرد. احتمالا اكثر تحلیلگران محتوا نیز چنین برداشتی دارند؛ چراکه دست كم از دو دلالت گمراهكننده عاری است: 1) پیامها معنای واحدی ندارند كه مستلزم كشف باشد. همواره میتوان دادهها را خاصّه در جایی كه ماهیّتاً نمادین هستند، از دیدگاههای مختلفی نگریست. 2) معنا لزوما برای همگان یكسان نیست و اجماع یا اشتراك ذهنی در مورد معنای پیام كه تحلیل محتوا را فوقالعاده ساده میسازد، فقط در مورد واضحترین وجه پیام یا برای معدودی از مردم، كه از دیدگاه فرهنگی و سیاسی اجتماعی یكسانی برخوردارند پیش میآید. قطعا ارتباطات جمعی، حوزه سنّتی تحلیل محتوا است. محققان، عمدتا در پی خصوصیات ارتباط گیرنده، اثر مخاطبان، توجه عمومی، فضای اجتماعی-سیاسی، فرایندهای روابط ارزشها، پیشداوریها، تمایزات فرهنگی، محدودیتهای نهادی و امثالهم هستند.[8]
كاربرد
ارزش تحلیل محتوا در امكانی است كه برای مقایسه كردن در حین تحقیق فراهم میآورد. با توجّه به ماهیت صرفاً آماری تحلیل محتوا، ممكن است برخی، بیشتر گویا باشند و برخی دیگر كمتر؛ اما بههر حال، گویای ارزشهای فرهنگی هستند.[9] بسیاری از مطالعاتی كه در قالب تحلیل محتوا صورت میگیرند، نوعی بررسی واقعیت بهشمار میروند؛ به اینصورت كه نمایش گروه، پدیده، صفت، یا ویژگی خاصی در قیاس با استانداردی كه از زندگی واقعی بهدست آمده است، ارزیابی میشود. شمار روز افزونی از پژوهشهای مبتنی بر تحلیل محتوا، توجه خود را معطوف به كشف تصویر رسانهای برخی گروههای اقلیّت یا گروههای متمایز كردهاند؛ تا تغییر سیاستهای رسانهها نسبت به این گروهها ارزیابی گردد.[10] بنابراین تحلیل محتوا یك وسیله نیست؛ بلكه گسترهای از ابزار یا بهطور مشخصتر یك ابزار است؛ ولی از نظر شكل، بسیار مختلف و قابل انطباق در میدان وسیع كاربردی ارتباطات است.[11]
اهداف
ویمر و دومینیك (1994) پنج هدف اصلی برای تحلیل محتوا قایل شدهاند:
1. توصیف الگوها یا روندها در نقشهای رسانهها؛
2. آزمون فرضیهها درباره سیاستها یا اهداف تولیدكنندگان رسانهای؛
3. مقایسه محتوای رسانهها با جهان واقعیت؛
4. ارزشیابی میزان حضور گروههای خاصی از جامعه؛
5. انجام استنتاجهایی درباره آثار رسانهها.[12]
امتیازات تحلیل محتوا
آسابرگر این امتیازها را برای تحلیل محتوا برمیشمرد:
1. پیدا كردن مطلب برای آن نسبتا آسان است؛
2. نامحسوس است (بنابراین مردم را متأثر نمیكند)؛
3. دادههای بهدست آمده از آن را میتوان كمّی كرد؛
4. هم با وقایع جاری سر و كار دارد هم با وقایع گذشته.
محدودیتهای تحلیل محتوا
با وجود همه امتیازاتی که تحلیل محتوادارد، محدودیتهایی نیز دارد، که عبارتند از:
1. پیدا كردن یك واحد اندازهگیری، آسان نیست؛[13]
2. به تنهایی نمیتواند مبنای اظهار نظر دربارهی تأثیر محتوا بر مخاطبان باشد؛
3. یافتههای یك تحلیل محتوایی خاص به چارچوب مقولهها و تعاریف بهكار رفته در تحلیل محدود میشود؛
4. فقدان برخی پیامهایی كه به موضوع تحقیق ربط دارند؛
5. تحلیل محتوا غالبا وقتگیر است.[14]
[1]. گیل، دیوید و بریجت، ادمز؛ الفبای ارتباطات، رامین كریمیان و همکاران، تهران، مركز مطالعات و تحقیقات رسانهها، 1384، ص89.
[2]. راجردی، ویمر، آر دومینیك، جوزف؛ تحقیق در رسانههای جمعی، كاووس سیدامامی، تهران، سروش و مركز تحقیقات مطالعاتی و سنجش برنامهای، 1384، ص217.
[3]. باردن، لورنس؛ تحلیل محتوا، ملیحه آشتیانی و محمد یمنیدوزی سرخابی، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1375، ص38.
[4]. گونتر، بری؛ روشهای تحقیق رسانهای، مینو نیكو، تهران، اداره كل پژوهشهای سیما، 1384، ص93.
[5]. آسابرگر، آرتور؛ روشهای تحلیل رسانهها، پرویز اجلالی، مركز مطالعات و تحقیقات رسانهها، 1383، ص156.
[6]. گونتر، بری؛ ص92.
[7]. كریپندورف، كلوس؛ تحلیل محتوا مبانی روششناسی، هوشنگ نایبی، تهران، نی، 1386، ص13.
[8]. همان، ص26 – 31.
[9]. گیل، دیوید و بریجت، ادمز؛ ص89 و 90.
[10]. راجردی، ویمر، آر دومینیك، جوزف؛ ص222.
[11]. باردن، لورنس؛ ص38.
[12]. گونتر، بری؛ ص100.
[13]. آسابرگر، آرتور؛ ص157 و 158.
[14]. راجردی، ویمر، آر دومینیك، جوزف؛ ص225.
مهدی فضلی
زندگینامه سوروکین:
پیتریم الکساندرویچ سوروکین در قرن نوزدهم در 21 ژانویه سال 1889 در دهکدهای دورافتاده در روسیه تزاری پا به جهان گذاشت. وی در خانوادهای غیر اشرافی (در جامعهای که تقریباً همه چیز آن تنها از آنِ اشراف بود)، تولد یافت. بنابراین با تحولی شبیه به معجزه بر اثر استعدادی شگرف توانست در 21 سالگی در سال 1910 تا 1914 در دانشگاه سن پطرزبورگ تحصیل کند؛ یعنی درست در زمان انقلاب روسیه. سوروکین مدتی به دلیل اعتراضاتی در روسیه در زندان به سر برده و یکباره از زندان به عالیترین مقام دانشگاهی رژیم کمونیسم ارتقا مییابد. اما باز تحت تأثیر نفرت رژیم تازه، به برلین تبعید شده و سپس به اروپا پناهنده میشود. بعد از آن سوروکین به دلیل اطلاعات و تجربیات مختلفاش به آمریکا دعوت شده و از نظریات وی در جهت تفسیر و تبیین انقلاب و تحول شوروی استفاده میگردد.
سوروکین ابتدا در دانشکدههای گوناگون آمریکا سخنرانی میکرد، اما سرانجام جایگاهی در دانشگاه مینهسوتا بهدست آورد و خیلی زود عضو تماموقت این دانشگاه شد. در سال 1929 نخستین کرسی جامعهشناسی در دانشگاه هاروارد در گروه اقتصاد به وی پیشنهاد شد. چندی پس از ورود سوروکین به هاروارد گروه جداگانه جامعهشناسی تشکیل و وی رئیس آن شد. وی در این مقام مهمترین گروه جامعهشناسی در ایالات متحده را بنیانگذاری کرد. در هاروارد میان سوروکین و پارسونز کشمکش درگرفت و این نزاع بهخاطر تداخل گستره نظریاتشان تشدید میشد، اما با وجود این همانندیها آثار پارسونز مخاطبان بیشتری را جذب کرده بود. سوروکین از یکسو پارسونز را به دزدیدن آثارش انتقاد میکرد و از سوی دیگر به نظریه وی انتقاد داشت. این تقابل و تعارض در نهایت موجب شد که پارسونز بهجای سوروکین رئیس گروه جامعهشناسی هاروارد شده و عنوان آن را نیز به گروه روابط اجتماعی تغییر دهد. سوروکین سرانجام در جامعهشناسی هاروارد منزوی شده و در 11 فوریه 1968 درگذشت.
نظریه تحرک اجتماعی سوروکین
تحرک اجتماعی مهمترین مبحث در نظریات و اندیشههای سوروکین است. مطالعات تحرک اجتماعی بیش از 50 سال است که در علوم اجتماعی صورت میگیرد. یکی از نخستین مطالعات در این زمینه بررسی سوروکین در سال 1927 است. سوروکین جوامع متعددی را مورد مطالعه قرار داد از جمله روم و چین قدیم. همچنین یکی از نخستین مطالعات تفصیلی تحرک اجتماعی در ایالات متحده آمریکا را انجام داد. او نتیجهگیری کرد که فرصتهای تحرک صعودی سریع در آمریکا خیلی محدودتر از آن است که افسانههای قوی امریکایی نشان میدهد. اما تکنیکهای سوروکین برای گردآوری دادهها نسبتاً ابتدایی بود.
سوروکین از نظریهپردازانی است که به تحول تکخطی، حرکتی و دورانی اعتقاد دارد و در نظریاتش خوشبینی کمتری دیده میشود. سوروکین نظریهای را پروراند که دستکم از جهت پهنه و پیچیدگی بر کار پارسونز برتری دارد. کاملترین بیان نظریهاش در کتاب پویایی اجتماعی و فرهنگی وی آمده است. برخلاف کسانی که درصدد ساختن نظریه عامی درباره دگرگونی اجتماعی بودند، سوروکین نظریهای چرخهای را ساخته و پرداخته کرد. او جوامع بشری را میان سه گونه ذهنیت در نوسان میدید:
1-ذهنیت حسی؛ که بر اساس آن جوامع بر نقش حواس در درک واقعیت تأکید میورزند.
2-ذهنیت مفهومپردازانه؛ که بر اساس آن جوامع تحت سلطه شیوههای متعالیتر و مذهبیترِ فهم واقعیت قرار دارند.
3-ذهنیت آرمانگرایانه؛ جوامع بر اساس این ذهنیت از نوع گذاریاند و تعادل میان دو گونه قبل را برقرار میسازند.
از منظر سوروکین محرک دگرگونی اجتماعی را باید در منطق درونی هر یک از این جوامع جستجو کرد. بدین معنا که جوامع بشری تحت فشار داخلی برای بسط شیوه تفکرشان به آخرین حد منطقیاش قرار دارند. بدینسان که یک جامعه حسی سرانجام آنقدر حسی میشود که زمینه برای سقوطاش فراهم میگردد. وقتی ذهنیت حسی به آخرین حد منطقیاش میرسد، مردم به نظامهای مفهومپردازانه پناه میآورند. اما این نظام تازه نیز دوباره به آخرین حدش سوق داده میشود و در نتیجه جامعه بیش از حد مذهبی میگردد. در این هنگام صحنه برای پدیداری یک فرهنگ آرمانگرایانه آماده میگردد و سرانجام همان چرخه پیشین دوباره تکرار میگردد. سوروکین برای اثبات نظریهاش شواهد مفصلی را از هنر، فلسفه و سیاست و نظایر آن به پیش میکشد که خود کار بزرگی بود. از نظر سوروکین عصر حاضر عصر حسیت و اصرار و افراط نابجا و زیانبخش در این مرحله است؛ هرچند که این افراط و اصرار از نظر وی مقدمه و طلیعه گذشت از این مرحله و توجه به مراحل بعدی است.