تفاوت تغيير اجتماعي با تحول

  تحول اجتماعي مجموعه‌اي از تغييرات است كه در طول يك دوره تاريخي، طي يك يا چند نسل در جامعه رخ مي‌دهد. بنابراين تحول اجتماعي فرايندي است كه در يك مدت زمان كوتاه، رخ نمي‌دهد؛ اما تغيير اجتماعي پديده‌اي قابل رؤيت و قابل بررسي در يك مدت زماني كوتاه است، به صورتي كه هر شخص معمولي در طول زندگي خود و يا دوره كوتاهي از زندگيش مي‌تواند تغيير را شخصاً تعقيب نموده و نتيجه‌اش را ببيند.

 نظريه‌هاي تغيير اجتماعي

  در ميان جامعه شناسان معاصر كمتر نظريه‌اي مي‌توان يافت كه مدل و الگويي از تغيير اجتماعي ارائه نداده باشد.

  جامعه شناسان، در مورد تغيير اجتماعي نظر قطعي ندارند و معتقد‌ند؛ تغيير اجتماعي در جوامع مختلف و براي پديده‌هاي اجتماعي متفاوت، يكسان نيست.

                                     

نظريات جامعه شناسان در باب تغيير اجتماعي

 1) نظريات خطي

 2) نظريات دوراني

   كساني مثل "آگوست كنت" و "اسپنسر و هاب هاوس" از نظريه‌پردازان دسته اول هستند. در نظريه خطي؛ جامعه شناسان به تبعيت از بيولوژي كوشيدند تا تاريخ حيات اجتماعي انسان را در مسير واحدي تبيين كنند و معتقدند جوامع در يك مسير تك خطي پيش مي‌روند؛ به عنوان مثال "اسپنسر" معتقد است جوامع از حالت سادگي به پيچيدگي و وسعت در حال تغييرند.

 "ابن خلدون"، "پارتو"، "سوروكين" و "توين بي" به قسم دوم تغيير اعتقاد دارند و نظريه‌هاي آنان تحت عنوان دوراني است. اين نظريه پردازان معتقدند تغيير اجتماعي، جنبه‌هاي ديگر تاريخ انسان را نشان مي‌دهد؛ بدان معنا كه تاريخ بشر دوره‌هاي معيني را طي مي‌كند و پيوسته تكرار مي‌شود و جوامع يك حالت دوراني (دوري) را دنبال مي‌كنند.

 

  

منابع:

1-قرائي مقدم، امان‌الله؛ مباني جامعه شناسي، تهران، امجد، چاپ اول، 1374، صص 315- 305.

2- بيرو، آلن؛ فرهنگ علوم اجتماعي، باقر ساروخاني (ترجمه)، تهران، كيهان، چاپ چهارم، 1380، ص 341.

3- روشر،گي ؛ تغييرات اجتماعي، منصور وثوقي(ترجمه)، تهران، ني ، چاپ هفتم، 1376، صص 21 و 29.

4- اچ، ترنر؛ جاناتان؛ مفاهيم و كاربردهاي جامعه شناسي، محمد فولادي و محمد عزيز بختياري (ترجمه)، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، چاپ اول تابستان 1378، ص 391.